دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه باز است هنوز
جان به لب آمد و لب به لب جانان نرسید
دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز
گرچه من بیگانه ز خود گشتم و بیگانه ز عشق
یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز
+ نوشته شده توسط مارال در پنجشنبه 11 خرداد1385 و ساعت
1:22 PM |

